الشيخ محمد علي الگرامي القمي
352
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
مسئله 2068 - اگر فقير بميرد و مال او به اندازهء قرضش نباشد انسان مىتواند باقيماندهء طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند . و اگر مالش به اندازه قرضش باشد ولى ورثه ، قرض او را نمىدهند ، يا به جهت ديگر انسان نتواند طلب خود را بگيرد در اين صورت نيز انسان مىتواند طلبى را كه دارد بابت زكات حساب كند هر چند احتياط در ترك است . مسئله 2069 - چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير ميدهد لازم نيست به او بگويد كه زكات است . بلكه اگر فقير خجالت بكشد بهتر است به طورى كه دروغ نشود به صورت پيشكش بدهد . ولى بايد قصد زكات نمايد . مسئله 2070 - اگر به خيال اينكه كسى فقير است به او زكات بدهد ، بعد بفهمد فقير نبوده ، يا از روى ندانستن مسئله به كسى كه مىداند فقير نيست زكات بدهد ، چنانچه چيزى را كه به او داده باقى باشد بايد از او بگيرد و به مستحقّ بدهد ، و اگر از بين رفته باشد ، اگر گيرنده خودش را مستحقّ نمىدانسته و مىدانسته يا احتمال مىداده كه آنچه به او مىدهند زكات است دهنده مىتواند عوض آن را از او بگيرد و به مستحقّ بدهد چنان كه مىتواند گذشت نموده از مال خودش زكات را بدهد . ولى اگر گيرنده به عنوان ديگرى غير عنوان زكات گرفته ، مثلًا فكر كرده هديه است و دهنده هم تصريح به زكوهء نكرده است نمىتواند چيزى از او بگيرد و بايد از مال خودش زكات را به مستحقّ بدهد . مسئله 2071 - كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد ، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد مىتواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد . ولى بايد مالى را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد ، يا اگر در معصيت خرج كرده از آن معصيت توبه كرده باشد ، كه در اين صورت از سهم فقرا مىشود به او داد و در اين صورت اگر مخارج سال خود را داشته باشد بنابر احتياط ، قرض خود را از موجودى بدهد و براى مخارج ، زكات بگيرد . مسئله 2072 - اگر به كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، اگر به قصد اداء قرضش زكات را به او داده نمىتواند آن را بابت زكات حساب كند ، و اگر براى اينكه فقير بوده به او داده است لازم نيست دوباره زكات را بدهد مگر اينكه فقير ، متجاهر به فسق باشد كه در اين صورت از نظر فقر هم استحقاق زكات را ندارد .